zoneofgrowth.com
خسته ای؟ استراحت کن، ولی تسلیم نشو (انگیزشی)

خسته ای؟ استراحت کن، ولی تسلیم نشو (انگیزشی)

خسته شدی؟ هیچ اشکالی نداره استراحت کنی، اما دست از مسیرت برندار! انگیزه‌ ت رو تازه کن و ادامه بده.

سلام دوست خوبم امیدوارم که حالت خوب باشه

امروز میخوام درباره موضوع روزمرگی و خسته شدن توی مسیر حرکت به سمت اهداف صحبت کنم که ممکنه برای خیلی از ماها پیش بیاد

ببین عزیز توی‌ مسیر حرکت به سمت اهدافت یا ترک عادت های بد مثل همه ی مسیرها، روزمرگی پیش میاد، و این مسئله کاملا طبیعیه.

اما چیزی که این روزمرگی رو سخت تر میکنه این فشار های روحی و جسمی ای هستش که می‌خوان تورو وادار کنن تا به اون چرخه معیوب زندگیت برگردی... یعنی چی؟

یعنی انجام دوباره اون عادت های بد! که نتیجه ای جز حسرت و حقارت برات به دنبال ندارن!

چیزی که باید درک کنی اینه که درسته که الان فشار روت زیاد شده و ذهنت همش میگه فلانی بیخیال سخته، برو پورن ببین، برو خودارضایی کن، اما تو باید انقدر اهرم رنج و لذت قوی ای ساخته باشی توی این مدت، انقدر برنامه ریزی زندگیت خوب و بهینه باشه که با یک تغییر موقعیت و محیط بعلاوه یادآوری رنج ها و لذت ها، دوباره بتونی خودت رو ریکاوری ذهنی کنی

یادمه خوده من چند باری توی دوره هایی که بر می داشتم اینجوری میشدم که احساسات بهم غلبه میکرد و میگفت ولش کن نمیشه دیگه، همش فشار، همش سختی و بدبختی... بسه دیگه برو پورن ببین! الان ۱۵ روزه پاکی دیگه بسه دیگه تو تلاشتو کردی بیشتر از این نمیشه!

میدونید ری اکشن من نسبت به این شرایط چی بود؟

با اینکه خیلی خیلی سخت بود اما من کاری که میکردم این بود که ی کار فیزیکی نسبتا سنگین مثل push-up (شنا سوئدی) انجام میدادم و بلند بلند دلایل رو با خودم یادواری میکردم یا اگر کسی بود و نمیشد بجاش تو ذهنم دلایلی که برای ایستادگی توی این مسیر رو داشتم مرور میکردم و هم زمانم ی اهنگ یا فایل‌ انگیزشی با صدای بلند میزاشتم که پخش بشه، خلاصه انقدر دیونه بازی در میاوردم تا این فکر از ذهنم خارج بشه

ی روز قشنگ یادمه انقدر احساسات و تحریک شدن باهم ترکیب شده بودن که اصلا ی چیز عجیبی بود و انقدر تو خونه می‌دویدیم و شنا میرفتم که قشنگ عرقم در اومد و بعدشم که رفتم دوش گرفتم تقریبا از ذهنم خارج شد و بعدشم خودمو مشغول کردم با چیزای دیگه تا دوباره فکرش برنگرده
و همه ی اینکارایی که گفتم، همزمان با یادآوری رنج ها هم بود، که باعث میشد واقعا دردم بیاد

بعضی روزا هم روزمرگی به این معناعه که تفریحات زندگیت رو باید یکم بیشتر کنی و بیشتر به خودت حال بدی، برای همینم توی عنوان پست گفتم که: «خسته ای؟ استراحت کن، ولی تسلیم نشو» 

یکم استراحت و تفریح بیشتر باعث میشه که حالت بهتر بشه، برو بیرون قدم بزن، برو با دوستات کافی شاپی، رستورانی، کوهی، جنگلی تا یکم تنوع بشه برات، یا حتی مسافرت های خوب و حتی تنها، حتما که نباید کسی باشه

خوده من باید اعتراف کنم که هنوز زیاد تو تفریح کردن خوب نیستم اما خداروشکر از قبلم خیلی بهتر شدم

در کل اینو بدون که روزمرگی توی مسیر اهدافت کاملا طبیعیه و استراحت کردن هم طبیعیه
اما تسلیم شدن و نابود کردن زندگیت و بازگشتن به اون چرخه معیوب اصلا طبیعی نیست!

تو باید با تموم وجودت اینو درک کنی که هرچقدم سخت باشه موندن توی این مسیر درست ارزشش رو داره! و تسلیم شدن نتیجه ای جز خاری و خفت نداره و اصلا گزینه قابل قبولی برای تو نیست!


یادت باشه بجای اینکه هزارتا دلیل بیاری که بگی چرا موندن توی این مسیر درست سخته، هزارتا دلیل بیار که اگر الان تسلیم بشی چه اینده سخت و زشتی در انتظارته؟

و انقدر یاداوری کن این صحبتا رو که اشکت دربیاد!

انقدر عین من دیونه بازی دربیار، تا فکرش نتونه تو ذهنت بمونه و از یادت بره، بعدشم که فراموشش کردی برو با ی کار دیگه خودتو مشغول کن یا برو بیرون تا اون فکر دوباره برنگرده! 

سلب مسئولیت:
توجه: این محتوا صرفاً با هدف افزایش آگاهی علمی و آموزشی تهیه شده است و جایگزین تشخیص، مشاوره یا درمان تخصصی پزشکی یا روان‌ درمانی نیست. در صورت داشتن علائم شدید یا مشکلات جدی، مراجعه به متخصص توصیه می‌شود.

سایر محتوا

نظرات کاربران

توجه : نظرات ارسالی بعد از تایید شدن نشان داده خواهند شد.

هنوز بر روی این پست نظری گذاشته نشده است.